نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

یكی از پشت و یكی از جلو می زد به سرت عادت جنگ علی زخم به سر داشتن است در عبا ریختم آنچه ز تنت مانده ولی كار تشییع تو محتاج نفر داشتن است عمه چادر كمرش بسته و بالای سرت فكر بر سر زدن و مقنعه برداشتن است پیش دشمن مپسند این همه من گریه كنم
هنوز نظری ثبت نشده