یا علی رو به سرش میبنده
حسن عطاییپسندیدن8
بازدید3.7K
یاعلی رو به سرش میبنده عموی عالم چه نیرومنده وسط معرکه جون میگیره وقتی رقیه داره میخنده ای آبرو اباالفضل آرزو اباالفضل من با رقیه میگم جان عمو اباالفضل آقام اباالفضل... صحن علیات دنبا سیرم کرد با نگاه اول اسیرم کرد نون و نمک خوردهی علیام رطب سفرت نمک گیرم کرد وقتی که روی شونهاش داره نون و خرما نمیمونه غصهای تو دل یتیما ای آبرو اباالفضل آرزو اباالفضل من با رقیه میگم جان عمو اباالفضل حیدر یا حیدر... تیغ تو لب به سخن وا کرده از عدو سر از ما دل جدا کرده ذوالفقاری که میگم تو میدون به دو تا ابرو اقتدا کرده خدا میگه ای جانم به بازوی حیدر که مونده یادگاریش روی قلب خیبر ای آبرو ابالفضل آرزو اباالفضل وقتی رقیه میگه جان عمو اباالفضل