یامظلوم تو لب تشنه بودی
محسن عرب خالقیپسندیدن1
بازدید400+
یا مظلوم تو لب تشنه بودی و آبی ندادن یه جرعه برای ثوابی ندادن به جز تیر و نیزه جوابی ندادن یا مظلوم روی خاک گودال گذاشتی سرت رو شنیدن صدای گریه مادرت رو جلو چشم تو میزدن خواهرت رو کسی غیر زینب تو گودال ندیده چه جوری با خنده سرت رو بریده (حسین جان حسین جان)۲ روضه سنگین و زبون قاصر (یا مظلوم بلا ناصر)۳ یار نداشتی تو تله توون پیکار نداشتی بمیرم دیگه علمدار نداشتی کاشکی پشت خیمه شیر خوار نداشتی غریبی پای اقبال تو میگشت فلک گرد پر و بال تو میگشت خودم دیدم عزیزم پشت خیمه کسی با نیزه دنبال تو میگشت منی که روز دهم قحطه آب را دیدم تلظی لب طفل رباب را دیدم (هنوز در نظرم خندههای حرمله هست)۲ هنوز در بدنم رده پای سلسله هست رسید تا به فلک شعلههای نالهی من کبود شد تن هم بازی سه سالهی من دلمون توی راه میشکستن ما دوتا رو به یه ریسمان بستند تا میگفت بابا ماها رو میزدن