یاد آن روزی که آتش می کشید از در زبانه
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن1
بازدید1.4K
یاد آن روزی که آتش می کشید از در زبانه بال و پر می زد کبوتر در میان آشیانه دیدمش در خون نشسته با پر و بال شکسته من خجالت می کشیدم در برش با دست بسته فاطمه جان 4
حاج محمدرضا طاهرییاد آن روزی که آتش می کشید از در زبانه بال و پر می زد کبوتر در میان آشیانه دیدمش در خون نشسته با پر و بال شکسته من خجالت می کشیدم در برش با دست بسته فاطمه جان 4