یادم میاد بچگیام، با بچه های كوچمون
حاج محمود کریمیپسندیدن23
بازدید5.9K
یادم میاد بچگیام، با بچه های كوچمون با چادرای مادرامون، گوشه ی یك پیاده رو خیمه علم كرده بودیم یاد محرم كرده بودیم همه پیرهن مشكی به تن سینه وزنحیر می زدن یه قلب كوچیك توسینه مست وخریدار حسین نوشته بود رو پرچما عباس علمدار حسین انگار دیروز بود همون روزایی كه از حرمت پرچم سرخی توی هیأت روسر سینه زنات آوردن و، دل ماها رو بردن و همگی با هم یه صدا، به یاد بین الحرمین صحن ابالفضل وحسین، داد می زدن این بیرق علمداره هنوز رو زمین نیفتاده اون كهمریض داره بیاره دلشو تو خیمه بذاره هركسی كه چاره نداره هر كی كه سینه ش بی قراره به خدا حاجت میده سقا، بدونیم بدونی، اگه با هم روضه ی خیمه بخونیم میر حرم نیومد، واویلا واویلا آب آورم نیومد، واویلا واویلا