یابن رسول الله
محمدحسین حدادیانپسندیدن98
بازدید5.1K
یابن رسول الله، دست علی یارت بشنو سلامم رو، ختم کلامم رو خدا نگهدارت میدونم چه اتفاقایی تو راهه قراره به اشک زینبت بخندن با همون دستایی که نامه نوشتن دو تا دستای رقیه رو میبندن بغض توی گلو، برا حسین و بچه هاشه نیا پسر عمو، قراره که سرت جدا شه (به دخترم بگو، مراقب رقیه باشه) یابن رسول الله، دست علی یارت صدای تکبیر و، چهار هزار تیر و چشم علمدارت امون از غریبی و درد اسیری سر روی نیزه و موی پریشون زینبی که سایهش رو ندیده هیچکس توی کوفه میبرن گوشهی زندون نیا که مسلمت، زخمی تیغ نارفیقه نیا که ساربون، به فکر غارت عقیقه نیا که حرمله، نشونه گیریاش دقیقه (به دخترم بگو مراقب رقیه باشه) یابن رسول الله، دست علی یارت دارن میان مردم، بخاطر گندم برای آزارت توی کوفه همهجا اسمتو بردم روزی صد مرتبه از غم تو مردم شب آخر دو تا بچههامو دست اونکه حکم قتلتو داده سپرده اونی که عهدشو، با تو شکسته تیره بخته خدا میدونه که، خوندن این روضه چه سخته میبینه دخترت، سرت رو شاخهی درخته (به دخترم بگو مراقب رقیه باشه)