نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

گویا ناگهان آمد زلزله از تکبیر او ترسید حرمله شمر بی وجود ویران میشود پشت مرکبش پنهان میشود به نجف کرد نگاهی عباس ناگهان فرقهی کافر را کشت قبل از آنی که بگیرد شمشیر اخم عباس یه لشکر را کشت عموی علی اکبر، عموی قاسم نگاهی به حسین کرد سپس شد عازم و سرکردهی دشمن که مَن مَن میکرد شد از ترس اباالفضل طهارت لازم علمدار حسین، اباالفضل علی ***** غیرت را ببین، هیبت را ببین در بازوی او قدرت را ببین در حال فرار لشکر را ببین در سیمای او حیدر را ببین یا علی گفت، به پیکار آمد سر بدزدید، علمدار آمد پسر حیدر کرار آمد سر بدزدید، علمدار آمد به جولانگه لشکر میره تنهایی عجب قد رشیدی، عجب مولایی زمین پر شده از سر، رسیده محشر اذا زلزلت الارض عجب سقایی علمدار حسین، اباالفضل علی ***** در کف تیغهی الماسو ببین در چشم قمر احساسو ببین هستی طالب زیبایی اگر ول کن یوسفو، عباسو ببین بنگر فاتح میدانی رو میکشه دشمنای فانی رو آره دوتایی زمین زد انگار جلو چشمش میبینه ثانی رو اباالفضل دلاور به میدان آمد بزن زنگ خطر را سپهدار آمد اباالفضل رو میدیدن بهم میگفتن اذا زلزلت الارض علمدار آمد علمدار حسین، اباالفضل علی
هنوز نظری ثبت نشده