نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

گوش فلک پُر شده از این سخن جان سخن چیست به غیر از حسن؟ کیست حسن؟ صاحب شأن عظیم بِین کریمان دو عالَم کریم جود خدا کیست در آل عبا جز حسنِ ابنِ علیِ مجتبیٰ صورت انسانیِ حلم و وقار مظهر یا صابر پروردگار سوز حسن، آه حسن، غم حسن صاحب شبهای محرم حسن گر شدهام گریهکن و سینهزن مست حسینم ز عطای حسن جان جهان بسته به جان حسن ای به فدای پسران حسن عبد در سجده به سوی شَهام مست ز نام خوش عبداللهام طفل حرم، پیر مسیر کمال آمده با امر حسن در جدال نادِعلی روی لبش منجلیست پور علی، وقت خطر هم علیست جای زره کهنه لباسش ببَر مرد خطر خُود ندارد به سر در بدنش جلوهی هو ریخته شهد عسل از لب او ریخته داشته دل سوخته در عالمین اِبنِ حسن بود، اسیر حسین دید از آن دور غمی جانگداز کعبه شده طعمهی هر بینماز آیهی صبح به شب خورده است نیزهای از سمت لشکر خورده است تیر، سِنان خورده به حلقوم او سرخ شده صورت مظلوم او تشنهی زخمی وسط سیهزار زخم تنش مثل لشکر بیشمار تا که حواسش شد کمی نیلگون شاه شدهست از صدر زین واژگون هوا ز جور مخالف چو قیرگون گردید عزیز فاطمه از اسب واژگون گردید بلندمرتبه شاهی ز صدر زین افتاد اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد غم مخور ای که ز پا افتادهای مانده بهر تو برادرزادهای
هنوز نظری ثبت نشده