گوشه گودال گیر افتادی
حسین ستودهپسندیدن100+
بازدید23.4K
گوشهی گودال گیر افتادی دست یه دَجّال گیر افتادی خسته و بیحال گیر افتادی ای وای ای وای ای وای برادر زینب با سنگ میزنه شمر به موهای سر تو چنگ میزنه تا تیغ میکشه خواهرت اومده داره جیغ میکشه پاشو برو قدم نزن دور و ورش حداقل پاتو نذار رو حنجرش آقام آقام آقام آقام حسین حسین حسین زیر دست و پا گیر افتادی بین نیزهها گیر افتادی کنج قتلگاه گیر افتادی ای وای ای وای ای وای برادر زینب کجا میبرن حتی از پیروهن پاره نمیگذرن چه بد میزنن، چند نفر تازهنفس لگد میزنن نیزه فرو کرده سَنان تو دهنت یه عدهای هم با عصا میزدنت بمیره خواهر گیر افتادی این دَم آخر گیر افتادی زخمی و بیسر ای وای ای وای ای وای برادر زینب کشوندن تو رو، میون گونی کهنه بردن سرو اونقدر پیکرو زیر و رو کرد آخر بردن انگشترو بردن بردن النگوهامو بردن بردن گوشوارههامو حسین وای، حسین وای ماکوا ماکوا ماکوا مِثلُکَ الغریب تشنه و گرسنه سر بریدتت شمر نانجیب آقای غریب خاکی شد صورت تو روی زمین خَدُّ التَریب جاریه خونت به لب جونت انقدر زدن دیگه شکسته دندونت پَرِتو میزد، سرتو میزد خنجرش نمیبرید خواهرتو میزد حسین آه، حسین آه