گل یاس حرمم که چنین غرق غمم
حاج محمود کریمیپسندیدن9
بازدید7.5K
گل یاس حرمم که چنین غرق غمم دیگه بالا نمی آد خدا دست قلمم پیش چشم فاطمه زانوتو بغل نکن این قده به پیش من صحبت اجل نکن دیگه مرغ عشق تو پر می کشه داره جام مرگش و سر می کشه دیدن جمال تو غم و از دل می بره به خدا فاطمه جان با تو حیدر حیدره وقتی که تو کوچه ها من و قنفذ می بینه می زنه خنده به روم علیت از پا می شینه چونکه کار بچه هات زاری شده می دونه که ضربتش کاری شده نمی گم شونه بزن موهای دخترتو معجرت رو وا کن و شونه ای کن سرتو با سر روبه زمین به علی سلام نکن جان من فاطمه جان پیش من قیام نکن قصه ی کوچه رو من از تو چشمات می خونم از علی مخفی نکن همه چیز رو می دونم روی صورتت جای مشت می بینم زیر چشمات جای انگشت می بینم