گل دسته هایش را تماشا میکنم از دور
حنیف طاهریپسندیدن44
بازدید6K
گلدستههایش را تماشا میکنم از دور امشب سلامی هم به آقا میکنم از دور خوشحال باش ای دل شبیه پرچم سبزش بین کبوترها تو را جا میکنم از دور اشعار من مانند نیشابوریان هستند با یاد او در شهر غوغا میکنم از دور رودم که باید بگذرم از کوه و دشت رنج آیندهام را نذر دریا میکنم از دور انگشتر مادر بزرگ و التماسش را در بُقچهای پیچیده، پیدا میکنم از دور در زیر ایوان طلا، طومارِ زوّار است بیقیمتم هر چند، امضا میکنم از دور هم خضر را هم حضرت عباس را امشب نزدیک سقّاخانه پیدا میکنم از دور ******* زینب آمد سنگها را زد کنار باغ گل گردید پیدا زیر خاک دید زینب این صحیفه خواندنی است آیههایش یک به یک بوسیدنی است خواست بوسد جای یک بوسه نداشت لَعلِ لب بر حنجرِ خونین گذاشت گفت آیا یوسف زهرا تویی آنکه من گم کردهام آیا تویی