گل بر من و جوانی من گریه میکند
علیرضا اسفندیاریپسندیدن1
بازدید44
گل بر من و جوانی من گریه میکند بلبل به نغمهخوانی من گریه میکند از بس که مینشینم و خیزم میان راه پیری به این جوانی من گریه میکند آمد کنار بستر زهرا، علی نشست آهی کشید و آینهاش را نگاه کرد خورشید آسمان ولایت ستاره ریخت تا یک نظر به هاله اطراف ماه کرد مادر که رفت خانه به دردی نمیخورد گیسو که سوخت شانه به دردی نمیخورد علیجان، کار از حنا و شانه کشیدن گذشته است مویی که سوخته گرهش وا نمیشود ای کتاب عمر من بسته مشو جان زینب از علی خسته مشو ای مسیحای علی اعجاز کن مشکلِ مشکلگشا را چاره کن هرگز غمی اندازه غمهای من نیست از بعد تو دیگر مدینه جای من نیست من همسرم را میشناسم، خفته خواب است نه، این صورتِ تو، صورتِ زهرای من نیست طوری زدند قبله من رو به قبله شد وقتی علی رسید، نفس هم نمیکشید بگم؟ جان مادر، طاقتشو داری؟ طوری زدند فاطمه من کبود شد از او کبودتر نه کسی دید و نه شنید چه خوب بود نمیآمدی به دنبالم میان کوچه دویدن به تو نمیآید به روح مادرم، اگه من بتونم بگم، مُردم! تکان مخور، قفس سینهات تکان نخورد نفس بلند کشیدن به تو نمیآید تلاش کن که دو چشمی مرا نگاه کنی چنین ندیدن و دیدن به تو نمیآید چه خوب بود اگر گوشواره میافتاد چک کشیدهاند، شنیدم به تو نمیآید کوچهنی، حالا اولین باره دارم میخونم. کوچهنی غصه چکنلردن سوروشون. هرکی بغلدستیش فارسزبونه ترجمه کنه، ترکزبونا. کوچهنی غصه چکنلردن سوروشون بلبلون دردین چمنلردن سوروشون کوچهنی غصه چکنلردن سوروشون گول سوزون غملی چمنلردن سوروشون کیم دئییر بیر الین یوخدی سسی؟ یه دست صدا نداره؟ کیم دئییر بیر الین یوخدی سسی ائل سس وئردی، حسندن سوروشون ساق ال سیلی ووروب، سول اوز گؤیردی ییخیلدی ساق اوزی دیواره دَیدی یارالی ننه ای وای. بگو: یا زهرا. همش منو کشید شبیه وحشیا همش میگم عموجونم زجرو نبخشیا ای حسین. بابای من خیلی خوبه دربارهش حرف بد نزن میخواستی نگم، پاشو بگو غلط میکنی، نخون! جفت چِش با تو، هر گل زدی سر خودت زدی. بابای من خیلی خوبه دربارهش حرف بد نزن سیلی به صورتم زدی به پهلوهام لگد نزن زجر، تو رو خدا نزن، سیلیِ بیهوا نزن. جلوی چشم دخترا، لگد به پهلوهام نزن. ریخت شرابو رو سرم میسوزه زخمهای سرم مو دیگه شونه نمیشه سوخته شده موی سرم ای حسین. یارالی بابا ای وای. بگیر بالا دستتو! بگیر بالا، بگو: یارالی بابا ای وای. هی میخوام بگم نمیشه یاد حرفاشم همیشه یه سوال دارم بابایی معنی کنیز... ای حسین. ای عهدهدار مردم بیدستوپا، ای حسین.