گل بر من و جوانی من گریه می كند
حاج سعید حدادیانپسندیدن2
بازدید1.4K
گل بر من و جوانی من گریه می كند بلبل به هم زبانی من گریه می كند دیگر حسین را نتوانم به بر گرفت او هم به ناتوانی من گریه می كند از درد شانه، شانه نشد موی زینبم این گل به باغبانی من گریه می كند هر لحظه ای نشینم و خیزم میان راه پیری در این جوانی من گریه می كند