نصب اپلیکیشن نوا
تصویر محمد حسین عطائیان - گفتم بمونی شاید نخواستی

گفتم بمونی شاید نخواستی

[ محمد حسین عطائیان ]
گفتم بمونی، شاید نخواستی 
ای عمو فدات بشه که حتی یه ذره نخواستی

ای یادگارم، فهمیدم حالا
رفتی میدون انگاری قد کشیدی خوش قد و بالا

آه یتیم گیرت آوردن 
اسباشون رو روی پیکر تو بردن
استخونای تنت به هم می‌خوردن 
یتیم گیر آوردن

شاخِ‌شمشادم
کلی سنگ‌ ریختن سرت مثل نقل تازه‌دامادم
شاخِ‌شمشادم
تو زمین خوردی انگار قاسمم خودم افتادم
شاخِ‌شمشادم

سر رسید ازل
دنیا اینجوری می‌خواست رو نیزه‌ها بری ماهِ عسل
سر رسید ازل
من نمی‌خواستم بگیرم تو رو اینجوری توی بغل
سر رسید ازل 

آه و واویلا، آه و واویلا از این غم، آه و واویلا...

حالی نداره این روزگارم 
چجوری حالا کفن کنم تو رو، عبا ندارم
فرقی برام با اکبر نداشتی 
رفتی و بد داغی رو قاسم دلم گذاشتی

وای فدای چشم بسته‌ات
ای عمو قربون دست‌وپای خسته‌ات
می‌شنوم صدای استخون شکسته‌ات

نعل اسب خورده
پاشو دشمنت داره می‌خنده و قلبمو آزرده
نعل اسب خورده
نعل تازه پیکرت کَنده و با خودش بُرده 
نعل اسب خورده  

آه و واویلا، آه و واویلا از این غم، آه و واویلا...

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل