نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

گفتم بمونی خودت نخواستی ای عمو فدات بشه که حتی یه زره نخواستی ای یادگارم فهمیدم حالو رفتی میدون انگاری قد کشیدی خوش قدو بالا وای یتیم گیرت آوردن اسب هاشونو روی پیکر تو بردن استخون های تنت هم دیگه خوردن شاخ شمشادم کلی سنگ ریختن سرتو مثل نقل تازه دامادم شاخ شمشادم تو زمین افتادی انگار قاسمم خودِ من افتادم سر رسید اجل دنیا اینجوری میخواست رو نیزهها بری با حسن سر رسید اجل من نمیخواستم بگیرم تو رو اینجوری توی بغل سر رسید اجل حالی نداره این روزگارم چجوری حالا کفن کنم تو رو عبا ندارم فرقی برام با اکبر نداشتی رفتی و بد داغیو قاسم روی دلم گذاشتی وای فدای چشم بستت ای عمو قربون دستو پای خستت میشنوم صدای استخون های شکستت نعل اسب خورده پاشو دشمنت داره میخنده قلبم رو آزرده نعل اسب خورده نعل تازه پیکرت رو کَنده با خودش برده ورم بازوت مثل زهرا مادرم نیزه زدن میون پهلوت ورم بازوت من چشام نمیبینه گمون کنم زخمی شد ابروت میخ در و سینه ی زهرا واویلا واویلا واویلا محسنو کشتن خدایا واویلا واویلا واویلا
هنوز نظری ثبت نشده