نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گفتا قاسم به فغان ای شاه تشنه لبان اذن میدان مرا ده عمو سیرَم زِ جان رفتن یاران جانی نخواهم زندگانی اذن میدان مرا ده عمو سیرَم زِ جان گفتا قاسم به فغان ای شاه تشنه لبان اذن میدان مرا ده عمو سیرَم زِ جان از بابای کریمم نامه دارم برایت بابایم گفته باید جانم باشد فدایت میدانم بی قراری قربان گریه هایت من هستم نوحه کنان جا ماندم از همگان اذن میدان مرا ده عمو سیرم زِ جان گفتا قاسم به فغان ای شاه تشنه لبان دلتنگم بی قرارم حال پرواز دارم عاجزانه سرم را دامانت گذارم بر دوشم بار گران درمانم را برسان اذن میدان مرا ده عمو سیرُم زِ جان گفتا قاسم به فغان ای شاه تشنه لبان اذن میدان مرا ده عمو سیرَم زِ جان ای حسین... به قربان قد و بالای قاسم به قربان چشم زیبای قاسم *** حسن مولا...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد