گشته قنداقه، گل گون ای وای
سیدمهدی میردامادپسندیدن19
بازدید8.2K
گشته قنداقه، گل گون ای وای غنچه پرپر شد، در خون ای وای غرق داغش هستم، چشم او را بستم قطره های خونش، می چكد بر دستم كرده خون سیرابش حرمله داد آبش شد زمان خوابش اصغرم لالایی3 شد تمام دشت، مست بویش در عبا پنهان، گشته رویش مات و حیران گشتم، خسته در این دشتم یك قدم تا خیمه رفتم و برگشتم مادری دل خسته منتظر بنشسته دیده بر ره بسته اصغرم لالایی3