نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

گر چه این خاك پناه همه پیغمبرهاست روضه هایش سبب خم شدن مادرهاست خواهرش زد به سر و گفت كجا آمده ایم خار این سوست گودال درآن سوتر هاست ظهر امروز اذان گفت علی و دیدم ظهر یك روز سرت روی تن اكبرهاست ساربان دید عقیق یمنت را امروز بعد از این غصه من بردن انگشتر هاست خوش به حال من و كلثوم كه با عباسیم عصر یك روز سنان همسفر خواهرهاست باز امروز من و بافتن گیسوها حیف كه قسمتشان آتش و خاكسترهاست چقدر دختر نوپاست خدا رحم كند بعد از این چنگ حرامی به سردخترهاست بنشین تا كه از امروز گلویت بوسم وای از روز دهم نوبت این حنجرهاست چه بلایی به سر حنجرتان می آید آه آه تقصیر من و كندی این خنجر هاست دل من غرق امیدست اگر باشی تو معجرم نیز سفیدست اگر باشی تو
هنوز نظری ثبت نشده