گر دلواپس من بودهای من بیشتر بودهام
حیدر خمسهپسندیدن2
بازدید5.6K
گر دلواپسِ من بودهای من بیشتر بودم میان بستگانِ خود به تو وابستهتر بودم رسیده لحظهی مرگم سراغم را نمیگیری؟ به شوقِ دیدنت از صبح هی خیره به در بودم نگاه اولم را بین آغوش تو خندیدم از آن بدوِ تولد با تو یک جور دگر بودم نگاهِ آخرم گودال بودی گریه میکردم که از موی سرِ آشفتهات آشفتهتر بودم هنوزم با مرورِ خاطراتت جان به لب هستم سه ساعت زخم خوردی و سه ساعت محتضر بودم میانِ التماسِ من تو را هر کس که آمد زد چه بر میآمد از این دستِ تنها؟ یک نفر بودم به ابنِ سعد رو انداختم آخرسر از غربت منی که از سخن با یک غریبه بر حذر بودم به پیشِ چشمِ من ده اسب از روی تنت رد شد تو خونینپیکر و من بیشتر خونینجگر بودم