گریونه، پدری که دلش خونه، دلش خونه
حنیف طاهریپسندیدن5
بازدید500+
گریونه، پدری که دلش خونه، دلش خونه حیرونه، سر بچهش چی آوردن، نمیدونه داره میبینه شمشیرا میره پایین میاد بالا تنی که ارباً اربا شه، مگه میشه دیگه پیدا بلندمرتبه شاهی از صدرِ زین افتاد داغ جوونش رو دید و زمین افتاد این درده، تو صحرا داره دنبال چی میگرده؟ میگرده، مسیر خیمه رو انگاری گم کرده چه ریخت و پاشی کردن با تن اون خوش قد و بالا علی صدتا، حسین تنها، چیکار باید کنه حالا؟ بلندمرتبه شاهی به هقهق افتاده همه میگن انگار حسین جون داده مأیوسه، تو چشمای امید عالم افسوسه کابوسه، میگه پاشو علی که حرف ناموسه گره افتاده تو کار یه مردی که عزاداره برای اولین باره که زینب بین انظاره بلندمرتبه شاهی باز شده سرگردون پاشو علیاکبر، عمه رو برگردون