گریه نکن قاسمم مادر یه چیزی بگو
امین قدیمپسندیدن23
بازدید15.9K
گریه نکن قاسمم ، مادر یه چیزی بگو ... حالا که میخوای بری خودم میگم به عمو ... یا حسین ، حسین ، یا حسین ... اشک نریز که دارم آب میشم ... میری مادر ولی دلم کبابه ... اشک نریز برو اما بدون دوری تو برای من عذابه یادگار حسنم ، ای قرار حسنم ... یکمی قدم پیش چشم من بزن ... ایشالا که پشتته دعای بابات حسن ... عمو حسین ، عمو حسین ... ***** ای تازه داماد من ، عمو بمیره برات ... باشه برو نبینم خیسه عمو جون چشات ... اکبرم با زره رفت ولی اربا اربا بردنش تو خیمه بی زره کجا میری عمو ، می میره تا ببیننت عمه ای جوون حسنم ، ای امون حسنم ... ترسم اینه که بتازن رو پیکرت ... پیش چشم مادرت روی نی بره سرت ... عمو حسین ، عمو حسین ...