گریه میکنیم با مصیبتهای جد غریبت
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن16
بازدید2.8K
(صبح و مَساء گریه میکنی با مصیبتهای، جَدِّ غریبت بَرا ظهورت دعا میکنم تو روضههای، جَدِّ غریبت) ۲ کارِ مادرت، گریه و آهه جَدِّ غریبت، دیده به راهه گِریونی دائِم، فقط برای اون بَدنی که، تو قتلگاهه (آجَرَکَالله، امامِ زمان بَقیَّةَالله، امامِ زمان) ۲ با مَدَد از مادرِ تو زهرا پیرن سیامو، دارم میپوشم خدا میدونه غمت رو آقا به هر دو عالَم، نمیفروشم زندگیِ من، نذرِ روضهها آرزویِ من، شهرِ کربلا خوشا به حالِ، مجاورینت زائرِ حسین، زائرِ خداست (یَابنَالزهرا، یاثارَالله) ۴ عمو بیا که زخمی و خونی اقتادم از اسب، رو خاکِ صحرا عمو بیا و ببین که پهلوم شده شَبیهِ، پهلوی زهرا باتو گذشته روز و شبَ من فقط براتوست، تاب و تَبِ من بیا ببینَم که خون میریزه جای عسل از، کُنجِ لَبِ من (عموحسینم، عموحسینم) ۴ وای حسین، وای حسین... نمیگذاره تا نَفَس بگیرم خونی که راهِ گلومو بَسته زیرِ سُمِ اَسبا قَد کشیدم استخوانهایِ، تَنَم شکسته هرچی بلا بود به جون خریدم رو خاکِ صحرا، به خون تَپیدم گریه میکردم برا غریبیت از زیرِ پاهام، تورو که دیدم (عموحسینم، عموحسینم) ۴ بیا ببین که تازه دومادت دیگه به جونش، رَمَق نداره به جای نُقل و نبات تو میدون سنگِ بلا رو، سَرَم میباره شد خداروشکر حاجتم رَوا قاسمِ تو شد، عاقبت فَدا من دارم میرم از کنارِ تو باشه وَعدَمون، رویِ نیزهها (عموحسینم، عموحسینم) ۲