گریه میکنم برا خواهر امام رضا
محمدحسین حدادیانپسندیدن38
بازدید8.3K
گریه میکنم برا خواهر امام رضا برم دوباره کربلا ای صفای زندگیم، سفرهدار از قدیم بیایید همه سلام بدید سلام بیبی، من کبوتر رو گنبد طلام بیبی گدای برادرت امام رضام بیبی، سلام بیبی دوسِت دارم، تو ملیکهی اَریکهی دل مایی برای ما جلوهی مزار زهرایی، سلام بیبی فدای تو، کرم تو مثل قطرههای بارانه حرم تورو میگن دمشق ایرانه، فدای تو (یا حضرت معصومه) توی این شلوغیا، میزنم تو رو صدا کریمِ اِشفَعی لَنا باز منو هوای تو، صحن باصفای توی میخونه دلم برای تو آروم آرومم چقده خوشحالم که گدای حضرت معصومهم عمریه وقف روضههای حضرت معصومهم آروم آرومم چقدر این خوبه که توی روضهت حرفی اصلا از غارت معجر نیست صحبتی از نیزهها و سنگ و سر برادر نیست چقدر این خوبه ای بی وفا دنیا کسی که هیچ کس سایهشو حتی ندیده بود یکبار زینب و با نا محرما بردن به طرف بازار ای بیوفا دنیا شبیه کابوسه اونی که آتیش میزنه مارو روضهی ناموسه وقتی جلو نامحرما زینب رگاتو میبوسه شبیه کابوسه خدایی نامرده اونی که با نیزهها آقا راه گلوتو سد کرده یا اونی که پیش زینب جسم تو رو لگد کرده خدایی نامرده چقده بی حالی اسیر پنجههای شمری آقا میون گودالی خیلی کتک خورده خدایی اشکای رباب اشکای مارو درآورده