گریه میکنم برات گریه داره روضههات
سید محمدرضا نوشهورپسندیدن3
بازدید63
گریه میکنم برات، گریه داره روضههات پیر میشم پای غمت، میمیرم برا عزات اولیا مخدّره، کی دلش اومد تو رو به اسارت ببَره؟ بهخدا سوختنِ من از داغ معجره خدا از هرکی گذشت از شمر نگذره! شمر اگه بره سنان نمیگذره تو قتله گاه تو زمان نمیگدره حتّی ازت دمِ اذان نمیگذره غروب شد خورشید نشست شمر ولی از تنت پا نشد اذون شد نمازش رو بست راه حلقت ولی وا نشد یک زن تنهام چطور شمرو ازت جدا کنم پاشو اذون مغربه من به کی اقتدا کنم با مرکب از تن برادرم گذشت آب از سرت گذشت آب از سرم گذشت خودم دیدم چیا به مادرم گذشت آب از سرت گذشت آب از سرم گذشت خلاصه راحت شدی من بمیرم بهت سخت گرفت میدونم این نصف روز قدر یه عمر ازت وقت گرفت نذار جلو نامحرما تو رو بلند صدا کنم پاشو اذون مغربه من به کی اقتدا کنم