گریه میکنه یه مادر مرثیه خون
سیدمهدی حسینیپسندیدن48
بازدید7.8K
(گریه میکنه، یه مادر مرثیه خون) ۲ (داره با رباب، گهواره رو میده تکون) ۲ گریه میکنه، وقتی که میشنوه حرم (ناله میزدن، به خیمهها آب برسون) ۲ (تشنه کنار دریا) ۲ آبی نخوردی آخر تو سربلندم کردی شیرم حلالت مادر... (یُمّاه یُمّاه آب از خجالت تو آب شد) ۲ یُمّاه یُمّاه (مشکت شرمندهی رباب شد) ۲ گریه میکنه، یه مادر مرثیه خون داره با رباب گهواره رو میده تکون گریه میکنه، وقتی که میشنوه حرم ناله میزدن، به خیمه ها آب برسون تشنه کنار دریا آبی نخوردی آخر تو سربلندم کردی شیرم حلالت مادر (یُمّاه یُمّاه آب از خجالت تو آب شد) ۲ یُمّاه یُمّاه (مشکت شرمندهی رباب شد) ۲ تشنه بودیو، نخوردی از آب فرات تشنه جون دادی، بمیره مادرت برات تیر حرمله، نذاشت بهخیمه برسی (ماه من بگو، چی اومده سرِ چشات) ۲ (وقتی جلو چشمات بود عکس لبای اصغر) ۲ (بیآب نرفتی خیمه شیرم حلالت مادر) ۲ یُمّاه یُمّاه رفتی توخیمه قحط آبشد بیتو، زینب راهی مجلس حرامشد (حرف غیرته، شده زبونزد همه) ۲ غیرتو چه خوب، نشون دادی تو علقمه آرزومه که، منو شفاعتم کنی روز محشره، که هستی پیش فاطمه (الحق که عباسیو، بودی قد یه لشکر) ۲ (بودی پناه زینب، شیرم حلالت مادر) ۲ یُمّاه یُمّاه بعد از داغت واویلا تا شد یُمّاه یُمّاه بعد ازتو زینب بیپناه شد (یل امّبنین، یل امّبنین)