گرچه همه رد میکنند از خود گدا را
حاج منصور ارضیپسندیدن36
بازدید5.5K
گرچه همه رد میکنند از خود گدا را آقا محبت کن صدا کن اسم ما را من نوکر خوبی برای تو نبودم خیلی اذیت کردهام آقا شما را کج میروم وقتی هوایم را نداری کج میگذارم روی هم سنگ بنا را بنشان هم اکنون مادرم را در عزایم آزار دادم من تو را، صاحب عزا را پشت درم، درماندهام، در را نبندی از خود مرانی این گدای خرده پا را بیآبرویی آمده، ای آبرو دار بی وقت آمد، آمده وقت مدارا اول گرفتی دستهای خالیم را آخر پذیرفتی مَنِ یک لاقبا را چشمی که گریه میکند دارو ندارد درمان نکن این عاشق درد آشنا را یکبار شد چشم انتظارت را نبخشی؟ وقتی به لب دارد نوای کربلا را محض گل روی ابوفاضل عوض کن حال و هوای نوکر سر به هوا را زهرا کنار علقمه، پهلو گرفته چون دیده دریا و دو تا دست جدا را ای کاش میشد از تن او در بیارند آرام، تیر و آهن و سر نیزهها را مشکی که پاره بود را بردند خیمه گفتند این هم مشک و این آب گوارا