گرچه درسر هو الهو همهی ها زهراست
ابوالفضل بختیاریپسندیدن9
بازدید3.5K
گرچه در سِرِّ هُوَالهو همهی ها زهراست گرچه در جانِ حَرا چلهی اِحیا زهراست گرچه در عینِ علی معنی اَعلی زهراست گرچه در معنیِ لولاک معما زهراست بنویسید فقط حضرتِ زهرا زهراست آنکه در ذائقهی عشق تصرف کردهاست آنکه پیش از قدمِ خویش تشرف کردهاست آنکه در قامت یک نور توقف کردهاست شب معراج خودش سیب تعارف کردهاست تا بدانند چرا اُمِّابیها زهراست از خدا جلوهی او گرمِ دلآرایی بود موقع آمدنش عشق تماشایی بود عرش تا فرش فقط غرقِ شکوفایی بود آنکه در گوش خدیجه خودِ لالایی بود قبل میلادِ خدیجه به تماشا زهراست دید حق نور فقط نور جهان میخواهد قلبِ بی جانِ زمین یک ضربان میخواهد دید حق ظلمتِ مکه فوران میخواهد جمع احمد و علی ، فاطمهجان میخواهد گفت ای جَهل و خرافات مُهَیّا زهراست دختری آمده تا زن به کمالش برسد تاکه زمزم به تماشای زُلالش برسد تا پیمبر به جوابش به جلالش برسد صلواتی که خدا داده به آلَش برسد تا ببینند همه کار فقط با زهراست آمده تا بنشیند به شبستان علی آمده تا برود باز به قربان علی تا که نُهسال شود بیسرو سامانِ علی تا بسازد فقط او با نمک و نان علی تا بمیرند حسودانِ علی تا زهراست آب را مهریهاش ساخت که باران بشود دو سه خرما به کسی داد که سلمان بشود چادرش داد که یک قوم مسلمان بشود او رضا داد به ما، کشورم ایران بشود مادرِ این همه آلالهی زیبا زهراست مادری کرد و به ما لطف ، فراوان کرده با حسینش همه را مستِ حسن جان کرده کربلا را جگرِ مردم ایران کرده خاکِ ما را حرمِ شاهخراسان کرده به شهیدانِ حرم زمزمهی ما زهراست ***** آئینه آمدی و شکسته میروی ، تَرَک خورده میروی یعنی برای بردن تو چهار زن کم است مسمار را خودم زده بودم به روی در باید بمیرم آه پشیمان شدن کم است لطمه بر این تحمل مردانهام زدند مَردم زنِ مرا وسط خانهام زدند