گرچه حقیرم لیاقت ندارم
حمید علیمیپسندیدن25
بازدید6.7K
گرچه حقیرم لیاقت ندارم پناهى جز این در به جانت ندارم شكستم دلت را دلم را شكستم من از كار دنیا شكایت ندارم بدون اجازه به این سو دویدم تو ردّم نكن برگ دعوت ندارم ز چشمت بیفتم به خارى بیفتم نگاهم بكن گرچه قیمت ندارم سرم هرچه آمد گناه خودم بود كه گوشى براى نصیحت ندارم اگر تو كنارم نباشى قیامت امیدى براى شفاعت ندارم دلم لك زده كربلا قسمتم كن نیازى بغیر از زیارت ندارم دو چشمم شده وقف ماه محرّم بجز گریه كردن عبادت ندارم از آن دم كه بر نیزه زد تكیهاش را ز تنهایىاش جز خجالت ندارم ***