گرفته دلم این شبِ آخری
حنیف طاهریپسندیدن6
بازدید3.3K
گرفته دلم این شبِ آخری بیا تا برایت کنم مادری ببوسم گلویت عزیز دلم که فردا کنی روی نی سروری پریشانم، چه حیرانم من از این غم ندارم تاب، ببین چاک گریبانم بخوان قرآن، برای خواهر حسین جانم غریب مادر **** من و این همه بیقراری حسین من و این همه گریه زاری حسین پناهی ندارم به جز دست تو مرا دست که میسپاری حسین به حال من، نظر جانا مرا با خود، ببر جانا و یا اینکه، نما رحمی گذر کن از، سفر جانا بپا گشته، شورِ قیامت حسین جانم، سرت سلامت **** دل خواهرت، پُر زِ سوز و گداز به سجادهای گرم راز و نیاز امان از سجود و رکوعت به نی به سجده بیایی زِ نی گر مرا به اشکم تو غسلِ شهادت کنی تو امشب خدا را عبادت کنی به نیزه برادر قیامت کنی برایم تو قرآن تلاوت کنی چرا یاور، نداری تو چرا لشگر، نداری تو نکن گریه، نکن گریه، مگر خواهر نداری تو شوم فردا، طایر بی بال تو را بینم، در ته گودال بخوان قرآن برای خواهر حسین جانم غریب مادر ***