گرفته باز دلم در هوایِ تو مادر
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن1
بازدید1.7K
گرفته باز دلم در هوایِ تو مادر به غیرِ اشک که ریزم به پایِ تو مادر چرا چو شمع نسوزم، چرا که از نظرم نمیرود به خدا ماجرایِ تو مادر مدینه بود و سیاهی، مدینه بود و عزا مدینه بود و غم و غصه هایِ تو مادر ز کوچه هایِ مدینه هنوز میشنوم در آن غروبِ دوشنبه، صدای تو مادر مرا میانه ی آن در، هزار مرتبه کُشت صدایِ ناله یِ مهدی بیایِ تو مادر در آن کشاکشِ خونینِ کوچه ها ای کاش مرا عدویِ تو میزد به جایِ تو مادر کنار قبر تو هر شب دعا کنم روزی بنا شود حرمِ باصفایِ تو مادر به کارِ بسته ام آخر گره گشایی نیست مگر که کارگر اُفتد دعایِ تو مادر