کیام من سائلِ دربارِ سلطانِ خراسانم
سیدمهدی میردامادپسندیدن31
بازدید5.2K
کیام من؟ سائلِ دربارِ سلطانِ خراسانم عجب نِی گر سلاطینِ جهان خوانند سلطانم به توفیقِ تَوَلّایش شده تکمیل ایمانم رضا فکرم، رضا ذکرم، رضا قلبم، رضا جانم سرم خاکسترِ کویش، دلم دنبال آهویش تنم ریگ تَه جویش، لبم دائم ثناگویش سر و جان و تن و آباء و اَبنائم به قربانش به هر سو رو کنم باشد ضریحِ او در آغوشم صدای یا رضای زائرش پیوسته در گوشم محال است گر کند با این همه رأفت فراموشم زِ سقّاخانهی صحنش شرابِ نور مینوشم بلایش راحتِ جانم، نسیمش روح و ریحانم ولایش کلّ ایمانم، حریمش باغ رضوانم هزاران کعبه میگردند بر گردِ خراسانش سِزد ایران به اوجِ آفرینِش سر برافرازد و یا هر فردِ ایرانی به خاکش جان و سر بازد به فرق آسمان گلدستههایش سایه اندازد هنوز این مملکت بر پرچمِ سبزِ رضا نازد فَلک یک خِشتِ دربارش، مَلک زوّارِ زوّارش مسیحا کیست؟ بیمارش، کلیمالله گرفتارش اگر خواهد، خلیلالله میجوشد زِ دیوانش گنهکاری که غرقِ جُرم و عصیان است پا تا سر بگو گیرد هزاران سال دائم کعبه را در بَر بگو پروندهی او را بشوید خِضر با کوثر اگر از او رضا راضی نگردد در صفِ محشر فزون گردد گناهِ او، نگردد باز، راهِ او جهنّم جایگاهِ او، شرَر خیزد زِ آهِ او به دوزخ این ندا آید: بسوزانش بسوزانش شرارِ نار میگردد گُل از فیضِ نسیم او کریماناند مَرهونِ عنایاتِ قدیمِ او اگر اهل جَحیم آیند بر طوفِ حریم او بهشتی بازمیگردند با عفو عظیم او فروغ دیدهی زهرا، شفیعِ محشرِ کبریٰ اگر زوّارِ آن مولا نَهد در قعرِ دوزخ پا تعجب نیست دوزخ سَربهسَر گردد گلستانش نه بر مشهد، حکومت بر همه مُلکِ خدا دارد کجا مانند او سلطان رفاقت با گدا دارد؟ کجا ایرانِ ما خوفی زِ سیل فتنهها دارد بدانید ای همه خلقِ جهان ایران، رضا دارد علی را کشور است اینجا امامت، محور است اینجا ولایت، رهبر است اینجا شَرف را سنگر است اینجا سِزد سرودِ فتح برمیخیزد از خون شهیدانش خراسانِ رضا تنها خراسان نیست، ایران است به یک دستش چراغ عترت و یک دست قرآن است نگاهِ چهارده چشم خدا اینجا نگهبان است خراسان قلبِ ایران، این حرم قلب خراسان است حکومت بر قَدَر دارد قَضا را پشت سر دارد کرامت بر بشر دارد به آهو هم نظر دارد اگر مور آید اینجا ناز باشد بر سلیمانش اگر زائر در این صحن و سرا روی سیاه آرد تعجب نیست بر او رَشک اگر خورشید و ماه آرد مَلک بر عرض حاجت، روی بر این بارگاه آرد بگو انسان، بگو آهو بگو اُشتر پناه آرد سیَهرو، روسفید اینجا به هر قفلی کلید اینجا مراد اینجا، مُرید اینجا دعا اینجا، امید اینجا لبش خندان هر آن کو باشد اینجا چشمِ گریانش امام هشتم ای جانِ همه عالَم به قربانت نگاهِ انبیاء بر پنجره فولاد و ایوانت سلامِ شیعه بر سوزِ دل و غمهای پنهانت غلامِ روسیاهت میثم و دستم به دامانت