کوه اراده ای ؛ با اقتدار پیش حسین ایستادهای
حاج محمود کریمیپسندیدن31
بازدید5.3K
کوه اراده ای ؛ با اقتدار پیش حسین ایستادهای هم شیر زاده ای ؛ هم شیرزن شدی و دوتا شیر زادهای فخر مخدّرات ؛ بانوی با ابهّت این خانوادهای مانند مادرت ؛ کوبنده حرف میزنی و فوقالعادهای از بس جلیله ای ؛ عبّاس داده ای ، نخ معجر نداده ای در نزد آفتاب ؛ کردی از این دو ماه ، عجب استفاده ای لشکر کشیده ای ؛ از بین خیمه ، تیغ دو پیکر کشیده ای این ذو الفقار را ؛ با این دوتا پسر ، علوی تر کشیده ای شانه به مویشان ؛ سرمه به چشم این دو برادر کشیده ای ای مادر شهید ؛ این نوع درد را دو برابر کشیده ای انگار یک تنه ؛ جام بلای قافله ای سر کشیده ای با این که سال ها زحمت برای این دو دلاور کشیدهای در محضر حسین ؛ حالا قلم به واژهی «مادر» کشیده ای در چهره ات ندید ؛ هرگز کسی غم دو جوان رشید را بهتر نبوده اند ؛ نشنیده اند آن چه که گوشت شنید را یا که ندیده اند ؛ از روی تل ، هر آن چه که چشم تو دید را بهتر ندیده اند ؛ آنجا که پای زجر به خیمه رسید را بهتر ندیده اند ؛ این قامتی که بین خرابه ، خمید را بهتر ندیده اند ؛ در شام ، کوچه گردی و بزم یزید را بهتر ندیده اند ؛ یک سال و نیم ، موی سراسر سپید را بهتر ندیده اند ؛ که صدا میزدی مادر آب کجایی ؟ پسرت آب نخور پدر خاک کجایی ؟ پسرت خاک نشد ...