کنندهی در خیبر پس از ثنای خدا
حنیف طاهریپسندیدن65
بازدید4.5K
كَنندهي در خيبر پس از ثناي خدا۲ شروع كرد به غسل و بگفت يا زهرا براي شستن آن ياس نيلي پرپر فِتاد لرزه به دست خداييِ حيدر حسن چو بغض فرو برد شور و شينش را به سينه داشت سر زينب و حسينش را رها ز چلّهي دل تيره آه ميكردند به جسم لاغر مادر نگاه ميكردند علي يكايك اطفال خويش را بوسيد به گريه گفت مبادا بلند گريه كنيد همو كه داد به اطفال خود بسي تأکید همو كه گفت عزيزان یواش گریه كنيد كشيد دست ز غسل و به ناله و فرياد سرش نهاد به ديوار و از نفس افتاد مني كه پيش تو ياقوت اشك ميسُفتم همیشه دردِ دل خويش با تو ميگفتم چقدر ناله زدي بهر دست بسته شده ولي نگفتي از اين بازوي شكسته شده راز هستی در کفن پیچیده شد لالهای در نسترن پیچیده شد