کندنِ جان قدر دل کندن زِ تو دشوار نیست
حاج محمدرضا بذریپسندیدن2
بازدید100+
کندنِ جان قدر دل کندن زِ تو دشوار نیست کاش بودم خواب امّا بخت من بیدار نیست هر چه دیدم یک طرف، داغ تو امّا یک طرف بعد تو دیگر کسی دوروبرم انگار نیست کودکانه آستینم را به چشمم میکِشم کودکانه گریه کردن در غمِ تو عار نیست هست سمت آسمان دستت دعاگوی حرم دست تو روی زمین هم لحظهای بیکار نیست جای انگشت تو بر چوب عَلم اثبات کرد هیچ کس مثل تو عباسم امانتدار نیست با تو حتی مَشک هم ناسازگاری کرده است هیچ کس امروز با سقّای خیمه یار نیست گَر عبای دیگری میبود میبردم تو را حیف شد عباس جان این دوروبر بازار نیست میروم تنها عمود خیمهات را میکِشم چون برادرمُردهها را قدرت گفتار نیست