کنج زندون نشد آخر ببینم
امیر کرمانشاهیپسندیدن15
بازدید2.6K
بابامو تو کنج زندون نشد آخر ببینم از تو هم فقط یه نامه مونده به روی سینم(۲) رضا، جانم رضا(۵) شال عزاتو بردار بیا به قم که دیره(۲) نزار غریبه زیر تابوتم رو بگیره حجله ببند، سخته چقدر داغ جوون فاطمیهس، روضهی مادر رو بخون(۲) رضا، جانم رضا(۵) همه داداشام رو کشتن تو ساوه پیش چشمام محرمی برام نمونده، دیگه تنهای تنهام(۲) رضا، جانم رضا(۵) وقتی شنید مدینه، راهیه شهر طوسم سپرد به من جوادت، صورتت رو ببوسم(۲) از غم هم، خیلی شکستیم من و تو زینبی و حسینی هستیم من و تو(۲) حجله ببند، سخته چقدر داغ جوون فاطمیهس، روضهی مادر رو بخون(۲) رضا، جانم رضا(۵) ندیدی به روی نیزه، شکسته بشه سر من دست هیچکسی نخورده به نخ معجر من حسین، جانم حسین(۵) گل رو سرم میریختن، وقتی به قم رسیدم نه سنگ تو دستا دیدم، نه ناسزا شنیدم(۲) ناموس تو بسته نشد بین طناب معصومه رو هیچکی نبرد بزم شراب