شرمندهایم زِ دوست که دل نیست قابلش
علی نجفیپسندیدن7
بازدید3.6K
شرمندهایم زِ دوست که دل نیست قابلش باید برای هدیه سری دست و پا کنیم کنارِ علقمه شد غوغا حرم دیگر ندارد سقّا یا زهرا یا زهرا یا زهرا..... (ما و لیلی همسفر بودیم، اندر راهِ دوست کوه به مقصدها رسید و ما هنوز ویرانهایم)