کسی که پشت لبخندش غمی آکنده از آه است
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن5
بازدید2.4K
کسی که پشت لبخندش، غمی آکنده از آه است مرور روزهایش، روضههای تلخ و جانکاه است ندارد گنبد و گلدسته و ایوان طلا اما مسیر آسمان تا مرقدش، بسیار کوتاه است برایش دشتها، صحن و تمام آسمان گنبد چراغ روشن صحن و سرایش، تا سحر ماه است اگر مخفی است قبر فاطمه، قبر حسن خاکی است عزیز فاطمه با مادرش، همواره همراه است به دستان کریم اوست، در عالم اگر خیری است که لطف دیگران با منت و خواری و اکراه است جذامیها کنار او نشستند و جهان فهمید کرامت، گردی از دامان خاکآلود این شاه است برای شادی زهرا، بگو ذکر حسن جان را اگر توفیق میخواهی، فقط راهش همین راه است به سمت روضه میگردد، مسیر شعر و میدانم پریشان میشود قلبی، که از این راز آگاه است نمیگویم که در کوچه چه پیش آمد، تو هم بگذر فقط سر بسته میگویم، که زهرا عصمت الله است مپرس از من چه دید آنجا، فقط این درد را بشنو سپیدیهای موی او، غم سیلی ناگاه است