نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

کسی نمیشناسد ای مرشد تشنه لب که هستی آقای من ای نوکر او گر او کند لطف در خانهی غم مست مستیم عاشورا بخون از صبح و شب تحریر ماست تیغهی قلم در شعر ما شمشیر ماست ما تا روز محشر در پناه زینبیم گوشه گوشهی دنیای غم تسخیر ماست دل هوای تو، مبتلای تو میگیرم اذن مردن تو کربلای تو حسین وای.. یا هو اللطیف، امیری و نعم الامیر یا رَازِقُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ یاهو میزنم، زانو میزنم همچون شمعی در صحن تو سوسو میزنم دل هوای تو، مبتلای تو میگیرم اذن مردن تو کربلای تو حسین وای..
هنوز نظری ثبت نشده