کسایی که از اطراف خیمهمون میان و میرن
حسن عطاییپسندیدن1
بازدید1.6K
کسایی که از اطراف خیمهمون میان و میرن آروم آروم دیگه دارن لالاییمو یاد میگیرن لای لای ای نیمه جون مادر شیرین زبون مادر دلت آروم نداره لای لای با چشم غرق بارون گریه نکن علی جون شاید بارون بباره ببخش مادرتو اگه که شیر نداره ببین چشام مثل چشات ابر بهاره اگه عمو بره شریعه آب بیاره علی، علی، علی گل پرپر من، علی اصغر من... میشه تو سینم یک دنیا غم نهفته واویلا وقتی چشای حرمله به تو میافته واویلا ای وای سه شعبه و گلویی که بند شده به مویی بمیره مادر تو اصغر فکر دل منم باش از ماتم تو ای کاش بمیره مادر تو حالا بوی خون پیچیده تو این حوالی دیگه غم تو برامون نذاشته حالی توی گهواره شده جای تو چه خالی علی، علی، علی گل پرپر من، علی اصغر من... میون قلب بی تابم قحطی داغ تو صبره قاتل حال داغونم ماجرای نبش قبره توی خیمهها غوغا شد پای همه وا شد با کینه و جسارت دیدم حقمونو بردن گهواره تو بردن جلو چشام به غارت شده گهواره تو شونههای نیزه میام پشت سر تو پا به پای نیزه میریخت حنجرت از بالای نیزه علی، علی، علی گل پرپر من، علی اصغر من...