کربلا رو ببین چقدر پر التهابه شبونه
حسن حسینخانیپسندیدن3
بازدید4.9K
کربلا رو ببین چقدر پُر التهابه شبونه داره دلای عاشقو یه صدایی میلرزونه ببین پیشِ حسین داره زینب یه چیزی می خونه (کاش می شد از اینجا برگردیم)2 رقیه راحت می خوابه رو پای بابا دلِ شب آخه به دورِ خیمه ها می گرده سلطانِ ادب تا اصغر از خواب می پَره، رُباب می خونه زیرِ لب (کاش می شد از اینجا برگردیم)2 قحطیِ آب، شده عذاب دلِ رُباب به درده پریشونه تو خیمه ها دنبالِ آب می گرده جیره بندی آب شده اما گرمِ دل ها با، ساقیِ لشکر این بارو هم خوب می شه فهمید این غمو از تو چشمای دختر (کاش می شد از اینجا برگردیم)2 *** با گریه شونه می زنه نجمه به موی بچه هاش علیِّ اکبر تو حرم نمی ره از دورِ باباش از بس که این جمله رو گفت زینب گرفته شد صداش (کاش می شد از اینجا برگردیم)2 ساعت های آخره که پیشِ حسینش بشینه این سخت ترین وداع واسه دو عاشقِ رو زمینه می گه چطور خواهر تو رو به زیرِ چکمه ببینه (کاش می شد از اینجا برگردیم)2 الاهی که نبینمت، با گلوی بُریده الاهی که من نبینم، تو را رو خاک کشیده قول و قرار با تو بستم که تا دَمِ مُردن با تو می مونم تا دَمِ صبح، با دلِ خسته با چشمِ گریون، اینو می خونم (کاش می شد از اینجا برگردیم)2 ***