کبوتر من مپر ز لانه
حاج سعید حدادیانپسندیدن1
بازدید1.4K
کبوتر من مپر ز لانه مبر صفا را ز آشیانه غروب گونه رخ شفق شد کتاب عمرم ورق ورق شد چه شد که دست تو بی رمق شد که موی زینب نکرده شانه کبوتر من مپر ز لانه مبر صفا را ز آشیانه *** کسی چه داند چه کرده دشمن چه گشته با تو، چه کرده با من تو را کشانده میان کوچه مرا نشانده به کنج خانه کبوتر من مپر ز لانه مبر صفا را ز آشیانه