کاشکی خادم حریم سامرا بودم من
مهدی اکبریپسندیدن13
بازدید2.3K
کاشکی که خادم حریم سامرا بودم من کاشکی یه کم نزدیک به شهر کربلا بودم من وقتی که دلتنگ نجف میشدم روبروی ایوون طلا بودم من با چشم تر ضریحو میگرفتم دخیل میبستم به ضریحِ آقا وقتی میخواستم که حاجت بگیرم (قسم میدادم آقامو به زهرا) 2 (از سامرا پل میزنم امشب میرم کربلا، کربلا) 2 (اللهم ارزقنا حرم کربلا، کربلا) 2 کاشکی ضریح شیش گوشهات شبیه کربلا بود کاشکی که گنبدت آقا مثل امام رضا بود کاشکی به نام فاطمه یا که به اسم زهرا یه صحن زیبا توی سامرا بود من اونجا هستیمو به پات میریختم اشکامو پای روضههات میریختم آرزوم این بود تو حیاطت آقا گندم برا کبوترات میریختم (از سامرا پل میزنم امشب میرم کربلا، کربلا) 2 (اللهم ارزقنا حرم کربلا، کربلا) 2