کار گناهکاری، دیگر به مو رسیده
سیدرضا نریمانیپسندیدن25
بازدید1.5K
کار گناهکاری دیگر به مو رسیده در باز کن به رویم بیآبرو رسیده (۲) از من کسی در اینجا بیچارهتر ندیده (۲) صد شر به من ز نفسِ درندهخو رسیده هی سنگ خوردم اما خود را به تو رساندم این جسم و جان زخمی با صد رُفو رسیده آقا جانم! حرفی بزن دلم را بشکن ضرر ندارد (۲) این بنده به تفاهم با گفتگو رسیده پاکم کنید اگر چه آلوده و خرابم (۲) ای اشک و آه بریزید وقت وضو رسیده ممنون مادرم که دست مرا گرفته (۲) خیری اگر رسیده تنها از او رسیده امشب خدا علی را دنبال ما فرستاد امشب گدا به حیدر بیپرس و جو رسیده آلودگی من را با یا علی خریدن این بارم به دادِ من ذکر او رسیده علی... کاری به کس ندارم وقتی حسین دارم (۲) هر چند تشنه بودم دستم سبو رسیده... تو را با خشکی لب ذبح کردن (۲) به پیش چشم زینب ذبح کردن اگر من را مرتب زجر دادن (تو را چه نامرتب ذبح کردن) (۲) میشد بهش آب بدین نخواستین این همه زدین یه لحظه واستین پیرهنی که دادین به دستم نه گریبان داره نه آستین پیراهن تو عطر تو رو دیگه نداره بوی نعل میده... این پیراهن غرق به خون و پاره پاره بوی نعل میده... با نیزه شکستهای که تو دست سنانه بوی خون میده... اون عقیق کهنهای که دست نیزهداره بوی نعل میده عزیز خواهر کی حنجرهت رو بگو بریده گلو بریده...