کار من که دل سپردنه و
حاج محمدرضا بذریپسندیدن5
بازدید300+
کار من که دل سپردنه و کار تو فقط دلبریه حرف این یکی دو روزه که نیست صحبت یه عمر نوکریه به شما محتاجم به همین نفس زدن تو روضهها محتاجم به دعای خیر این سینهزنا محتاجم به هوای حرم کربوبلا محتاجم (حسین وااای، وااای، وااای...) ساکن نوح ناجی نوح یامن ارجوه لکل خیر * باشد قرار بعدی ما هیئت بهشت اینحا برای سینه زدن جا ما کم است شهرت ماست محبان اباعبدالله ریزهخواریم سر خوان اباعبدالله اشک ما از کرم زینب او تامین است تا که هستیم پریشان اباعبدالله دین مارا نبی آورد و حسین ابقاء کرد زیر دینیم و مسلمان اباعبدالله قلم عفو کشیدند به پروندهی ما تا نشستیم به ایوان اباعبدالله جرعه آب خنکی خوردمو گفتم با اشک به فدای لب عطشان اباعبدالله رفته بودم سر بازار لباسی بخرم یادم آمد تن عریان اباعبدالله علت سوختن چوب در آتش چیست چوبها خورده به دندان اباعبدالله