نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

چون مِهر به نور خود پیدایی و پنهانی با آنکه ز من دوری، نزدیکتر از جانی اوصاف کمالت را، آیات جمالت را میخوانم و میبوسم انگار که قرآنی از صوت تو مبهوتم، در حُسن تو حیرانم2 تو حضرت داوودی یا یوسف کنعانی؟! من زخم و تویی مرهم، من درد و تویی درمان من خشکی و تو دریا، من تشنه تو بارانی من با تو و تو با من، انصاف کجا رفته؟ من کمترم از مور و تو فوق سلیمانی۲ با گُل کنمت تشبیه یا با نفس عیسی هم خوبتر از اینی، هم پاکتر از آنی ***** هر چه دارم همه از پاکی مادر دارم رحمتِ حق به روانش که حسینی زادم ... نگاهم محو چشمون سیاهته به جای شیر، خون کنج لباته تو از چرخوندن نیزه نترسی به هر سمتی بره مادر باهاته حسین...
هنوز نظری ثبت نشده