چه قیامت چه محشری
حسین سیب سرخیپسندیدن14
بازدید1.4K
چه قیامت چه محشری چه دلاور چه دلبری سری، از هر سری سری الله اکبر چه اکبری به پسِ این پرده چه میبینی که مشتاق بلایی تو دل حرم محو رُخ ماهت محو ذات خدایی تو راهی میدان شدی از خیمه، با این حالت شیدایی مَه به دنبال تو آواره، ای مجموعهی زیبایی همهی اهل حرم از پی او نالان، فلک از پی او گریان به کف آینه و اشک و قرآن به تنش زره رسول دو سرا به لب پدرش دَم ولدی ولدی ولدی علی علی چه قیامت چه محشری چه دلاور چه دلبری سری، از هر سری سری الله اکبر چه اکبری چه شکوه و صلابتی چه وقار و اصالتی چه دل بینهایتی الله اکبر چه قامتی نام عمویت پدر فضل است، اما تو پدر عشقی رو به رویت معرکه اما تو، راهی سفر عشقی گره ابروی تو امیدِ قلب خستهی ثارالله با حرم و عمه وداع کردی با لبخند رسولالله از خیمه برون چو رسولالله آمد پیش چشم ثارالله دستی بر قَبضهی شمشیر و فریاد علیاکبر یا علی ولیالله چه قیامت چه محشری چه دلاور چه دلبری سری، از هر سری سری الله اکبر چه اکبری به پسِ این پرده چه میبینی که مشتاق بلایی تو دل حرم محو رُخ ماهت محو ذات خدایی تو راهی میدان شدی از خیمه، با این حالت شیدایی مَه به دنبال تو آواره، ای مجموعهی زیبایی از خیمه برون چو رسولالله آمد پیش چشم ثارالله دستی بر قَبضهی شمشیر و فریاد علیاکبر یا علی ولیالله عجب عشق و محبتی عجب اصل و اصالتی عجب ایثار و همتی الله اکبر چه حالتی حَسَب فرمان ولیامر، جانت را به کف آوردی میکِشی تیغ و به لبت ذکرِ یا شاه نجف آوردی لب همه در عطش آب و تو لبتشنهی جانانی آیینۀ کامل پیغمبر، اکنون حیدر میدانی از خیمه برون چو رسولالله آمد پیش چشم ثارالله دستی بر قَبضهی شمشیر و فریاد علیاکبر یا علی ولیالله