چه قیامت چه محشری چه دلاور چه دلبری
حسین سیب سرخیپسندیدن24
بازدید6.8K
(چه قیامت، چه محشری چه دلاور، چه دلبری سری از هر سری، سری الله اکبر، چه اکبری)۳ ز پس این پرده که میبینی که مشتاق به بلایی تو دل حرم محو رخت اما محو ذات خدایی تو راهی میدان شدی از خیمه با حالت شیدایی همه دنبال تو آواره ای مجموعهی زیبایی همهی اهل حرم از پی او نالان فلک از پی او گریان به کف آینه و اشک و قرآن بطلب زره تن رسول دو سرا میبرد به نگاه ولدی ولدی ولدی علی علی، علی علی، علی علی (چه قیامت، چه محشری چه دلاور، چه دلبری سری از هر سری، سری الله اکبر، چه اکبری)۲ (چه شکوه و صلابتی چه وقار و اصالتی چه دل بینهایتی الله اکبر چه قامتی)۲ چه قیامت، چه محشری چه دلاور، چه دلبری سری از هر سری، سری الله اکبر، چه اکبری ز پس این پرده که میبینی که مشتاق به بلایی تو دل حرم محو رخت اما محو ذات خدایی تو راهی میدان شدی از خیمه با حالت شیدایی همه به دنبال تو آواره ای مجموعهی زیبایی همهی اهل حرم از پی او نالان فلک از پی او گریان به کف آینه و اشک و قرآن بطلب زره تن رسول دو سرا میبرد به نگاه ولدی ولدی ولدی علی علی، علی علی، علی علی (چه قیامت، چه محشری چه دلاور، چه دلبری سری از هر سری، سری الله اکبر، چه اکبری)۲ چه شکوه و صلابتی چه وقار و اصالتی چه دل بینهایتی (الله اکبر چه قامتی)۲ (نام عمویت پدر فضل است اما تو پدر عشقی)۳ روبهرویت معرکه اما تو راهی سفر عشقی گرهی ابروی تو امیده قلب خستهی ثارالله با حرم و عمه وداع کردی (با لبخند رسول الله)۲ (از خیمه برون چو رسول الله آمد پیش چشم ثارالله دستی بر قبضهی شمشیر و فریاد علی اکبر، یا علی ولی الله)۵ چه قیامت، چه محشری چه دلاور، چه دلبری سری از هر سری، سری الله اکبر، چه اکبری ز پس این پرده که میبینی که مشتاق به بلایی تو دل حرم محو رخت اما محو ذات خدایی تو راهی میدان شدی از خیمه با حالت شیدایی همه به دنبال تو آواره ای مجموعهی زیبایی (از خیمه برون چو رسول الله آمد پیش چشم ثارالله دستی بر قبضهی شمشیر و فریاد علی اکبر، یا علی ولی الله)۳ چه قیامت، چه محشری چه دلاور، چه دلبری سری از هر سری، سری الله اکبر، چه اکبری عجب عشق و محبتی عجب اصل و اصالتی عجب ایثار و همتی الله اکبر چه حالتی (حسب فرمان ولی امر جانت را به کف آوردی)۲ کشیدی قبل بر ذکر یا شاه نجف آوردی لب همه در عطش آب و تو لب تشنهی جانانی آینهی کامل پیغمبر (اکنون حیدر میدانی)۳ (از خیمه برون چو رسول الله آمد پیش چشم ثارالله دستی بر قبضهی شمشیر و فریاد علی اکبر، یا علی ولی الله)۲