چه غریبونه با چشم گریون
سیدرضا نریمانیپسندیدن41
بازدید9K
چه غریبونه، با چشم گریون دنبال لیلا، شبیه مجنون فقط به فکر برادرش بود ابر بهاری، چشم تَرش بود به دنبال یارش راه افتاده خواهر نمیتونه باشه بدونِ برادر داره تُو بیابون با چشمای گریون (میگرده پِی دلبرش با دلِ خون) ۲ (وارد شهر قم که شد، چه احترامی) ۲ مردم شهر جمع شدن و، دادن سلامی بیبی رو رد نکردن از کوچههای تنگ کسی دیگه از روی بام بهش نزد سنگ واویلتا واویلتا، واویلتا واویلتا... ***** (تُو راه دیدار، شدی تو بیمار ولی ندادن، شما رو آزار) ۲ ((مردا نبودن، نبودن اغیار) ۲ تو رو نبُردن، بر سر بازار) ۲ شما رو نبُردن میون خرابه از این شهر به اون شهر که هرجاش عذابه تو سیلی نخوردی ز دست حرامی تو نشنیدی دشنام (حتی یک کلامی) ۲ تو کربلا مگه غم گودال کشیدی (اصلاً مگه داداشِ سربُریده دیدی) ۲ ***** (با یا رب یا رب کُشتی مادرو با مادر مادر کُشتی خواهرو با بیرحمی زد تیر آخرو حسین جانم آه ای مادر من بمیرم، میکِشی آه با فرودِ هر نیزه من بمیرم، دیگه جا نیست شده نیزه در نیزه نیزه رُو نیزه، چشای هرزه) ... (رگاتو میبوسم، گلوتو میبوسم تو رو خدا دستوپا نزن) حسین...