چه جذاب است دردی که بود آن را دوا روضه
جواد مقدمپسندیدن19
بازدید1.5K
چه جذّاب است دردی که بُوَد آن را دوا روضه چه خوشبخت است قلبی که دهد آن را جَلا روضه کتابِ مستی و دیوانگی را خواند استادم که دیدم هست فصلِ اولِ بابِ صفا روضه شبی یک جرعه چایِ روضه نوشیدیم و بعد از آن دَمار از روزگارِ غم درآوردیم با روضه خدا نان مرا از سفرهی عشق علی داده ضمانت کرده مولا، روزی سال مرا روضه به هر مجلس که رفتم جا ندادند و صد البته گرفت از دستِ من، مادر خودش آورد تا روضه بسوز ای سینه از این حسرتی که در دلم مانده مقدّم باشد و من باشم و کربوبلا روضه برای مستیِ ما ساغر و پیمانه لازم نیست برای قلبهای عاشق و دیوانه دارد بادهها روضه ***** درگیرِ تواَم سرم شلوغ است حسین خورشیدِ غمِ تو پر فروغ است حسین هرچیز که در جهان فانی دیدم جز عشق خودت همه دروغ است حسین