چقدر نازه چشماشم بازه
امیر طلاجورانپسندیدن4
بازدید400+
(چقدر نازه، چشماش هم بازه میاد از نیزهاش خونای تازه) ۲ سر بچهام رو کاشکی نندازه (۲) (بالای نیزهست، اشکا سرازیرشه من مادرم میفهمم که موقع شیرشه) ۲ شیش ماهه امّا یه کاروان پیرشه بدید بهم بچهامو که موقع شیرشه یکی چشماشو ببنده، ببنده، ببنده(۲) منو میبینه میخنده، میخنده، میخنده رو دلم داغِ پَرِ قندانه تو رو میبوسم از روی ناقه رو تنم چندتا ردِّ شلاقه بیتو مُردم علی، من کم آوردم علی(۲) به اصرار عمه بود آب اگه خوردم علی بیتو مُردم علی، خیلی آزردهام علی آرزوهامو با تو به خاک سپردم علی ای روی نیزه نشسته، نشسته، نشسته سرمو سنگ شکسته، شکسته، شکسته (۲) یکی چشماشو ببنده، ببنده، ببنده منو میبینه میخنده، میخنده، میخنده فاصلهی رویاهای من کجا تا به کجاست یه سرِ آرزوهام پشت حرم، یه سرِ آرزوهام رو نیزههاست ستارهی من دوباره از اون بالا میدرخشه خدا همه بچهها رو به مادراشون میبخشه گریهام گرفته از دست دریا بعد از تو دیگه لعنت به دنیا بند دلم شبیه مَشک یَلِ اُمُّالبنین پاره شد وقتی که سیهزار نفر روی آقای منو زدن زمین یادم نرفته ندیدم تو خیمه بودم شنیدم خیلی خجالت کشیده، خیلی خجالت کشیدم